|
چكيده
داستان:
كچل پسري فقير است كه در مجاورت قصر شاه خانه دارد و
به همراه مادر پيرش زندگي ميكند. دختر پادشاه عاشق
كچل ميشود، ولي با مخالفت شديد پدرش مواجه ميگردد.
شاه براي جلوگيري از ديدار كچل و دخترش عدهاي را
براي زدن كچل ميفرستد. كچل كتك مفصلي ميخورد و
كفترهايش هم كشته ميشوند، ولي....
|