85.12.10
سرسرای ورودی کانون، چراغانی و شلوغ است. باد زده و پرچمهای روی سقف همدیگر را در آغوش گرفته اند. انگار این پویانمایی، قلبهای هنرمندان سرزمین های گوناگون را به هم پیوند داده است. آسمان پر از نقطه های رنگی می شود و انیماتورهای درگذشته با چترهای رنگارنگ در کنار ورودی فرود می آیند. در همه ی میهمانی های بزرگ، رفتگان و ماندگان دور هم جمع می شوند ( روح انسانها به جایی باز می گردد که زمانی دوستش داشته اند).
تا چشم کار می کند، فیلمسازان و مخلوقاتشان موج می زند تا به محل اختتامیه برسند. دل تو دل ِشهر نیست که فردا صبح بدون رؤیاهای این پنج روز، می خواهد چه کند؟
***
مراسم اختتامیّه با سرود ملّی و کلام خدا آغاز می شود. همه به احترام می ایستند و می نشینند. سالن ِاصلی ِمرکز آفرینشهای کانون در آخرین شب جشنواره بیدار مانده است تا از بهترین های دو سال پویانمایی تجلیل کند. سخنرانان یکی یکی می آیند و از آینده ای پربار می گویند. مهم نیست چه کسی گوی های سرخ را به خانه خواهد برد. مهم چشمهای مشتاق و دل های بی قرار ِآدمهای اینجاست که هم قسم می شوند با یا بدون ِآن سکّه های طلایی، جهانی دلنشین تر برای تماشاگران بسازند. پرده ی درب ورودی آرام جابه جا می شود و با نغمه ی ویلونسل ِآنونس ِکانون، مادربزرگ ِسبکبالی می لغزد و وارد می شود. پنج فیلم دیپلم افتخار می گیرند: «مادربزرگ ِپرنده» ، «ریشه در آسمان»، «هیچ روزی»، «چیزی مثل..» و «رستوران متروک».
صدای ِ«جنگ ساز» بهترین صدا می شود و موسیقی «رستم و اسفندیار» جایزه ی بهترین را می گیرد. سایر برگزیده های سینمای ایران چنین اند:
«بازگشت به خانه»: بهترین پویانما
«صفردرجه»: بهترین فیلمنامه
«اتاق جیغ» (شیدا زرین فام): بهترین فیلم تجربی
« روزی کلاغی» (عبدالله علیمراد): بهترین فیلم با موضوع کودک و نوجوان
«آریو پهلوان کوچک» (مجید شاکری) : بهترین اثر تلویزیونی
«میهمانی شبانه»: بهترین اثر تبلیغی، اطلاع رسانی و ارشادی
عروسک گمشده» (معین صمدی): فیلم سوم ِمسابقه ایران
«صفر درجه» (امید خوش نظر): فیلم دوم ِمسابقه ایران
«مسافر افق» (حمید بهرامی): بهترین فیلم سینمای ایران
جایزه ای ویژه نیز به «افسانه ماردوش- جام مقدس» (حسین مرادی زاده) رسید.
*
مرد سرزنده ای از روسیه به نمایندگی از سفارتش به روی سن می رود تا بهترین فیلم مسابقه ی بین الملل پنجمین جشنواره پویانمایی تهران را به نام «عشق من» (الکساندر پتروف) اعلام کنند؛ به فارسی آرزو می کند تا صد و نود سال دیگر همینجا باشیم! در این بخش «پای سیب» (ایزابل فاوز) فیلم دوم می شود و «صفر درجه» ی امید خوش نظر، به جایزه فیلم سوم می رسد. «شیرفروش» (ایگور کوالیوف) جایزه ویژه ی هیأت داوران و «شاعر دانمارکی» (توریل کاو) جایزه ی دبیر جشنواره پویانمایی را از آن ِخود می کند. پنج دیپلم افتخار ، به«گنجشک و پنبه دانه» ی ایرانی، «مردی که منتظر شد» از کانادا و «شاهزاده خانم کوچولو: نمی خواهم برم بخوابم» (ادوارد فاستر) بهترین فیلم تلویزیونی و «در میان تیغ ها» (جفنبلید ها) نیز بهترین فیلم بخش مسابقه ی فیلمهای بلند می شود.
*
پیر ِسینمای انیمیشن ایران با سیمای مهربان و ابروهای ابری شکلش به روی سن می رود تا جایزه ی آسیفا را به پنج دفتر تولید فیلم ایرانی (که ائتلافی به نام «آداب» را تشکیل داده اند)، اهدا کرد. کوزه ای که بزهای خیال رویش می دوند، یکی بیشتر نیست و برنده ها پنج تایند. زرین کلک می گوید: «این را اهدا می کنیم تا ببینیم این پنج گروه تا کی می توانند با هم نگاهداری اش کنند.». سرانجام با نمایش سه فیلم از بهترینهای پنجمین جشنواره ی بین المللی تهران، میهمانان وداع می کنند و در اسکله پایین می آیند. کشتی سرخ فام ـجشنواره جمع و جور می کند تا به دریا بازگردد. تا دو زمستان ِدیگر صداری بوق ِهیچ کشتی ِخیالی در ایران نخواهد پیچید. انیماتورها چمدانهای پر از رؤیا را بسته اند و یکی یکی به اتاقهای تاریکشان بر می گردند.















