لهستان، سرزمين ايده‌هاي بصري

`پويانمايي لهستان پيش از جنگ جهاني دوم آغاز شد و در 1917، فليكس كوچكوسكيِ روزنامه‌نگار و فيلسوف، فيلم‌هاي «دل‌رباييِ صندلي‌ها» و «تلسكوپ دو سر دارد» را ساخت.

در 1918، كوكوسكي فيلم ديگري با اشياي متحرك ساخت. اين اثر برگرداني عملي بود از آن چه او آن را «فيلم‌سازي ديداري» مي‌ناميد و نوعي بداهه‌پردازي جلوي دوربين بود. در دهة 1920، او «رهبر اركستر» را ساخت، دومين اثر فيلم‌سازيِ ديداري كه در آن از خمير استفاده كرده بود.

يكي ديگر از پيشگامان پويانمايي در لهستان، استانيلاو دوبرژينسكي بود كه در سال‌هاي 1918 تا 1924 چندين فيلم ساخت. در سال‌هاي بعد، فعال‌ترين پويانماي لهستاني ووجيميرژ كووانكو بود كه در كراكو، كاتوويتسه، و ورشو كار كرد. بهترين فيلم‌هاي او «لشكركشي موش‌ها براي يك كيك» و «آقاي تواردوفسكي» (1934)، بر اساس يك قصة عامه‌پسند بود. سبك كووانكو ردپاي تأثير آمريكايي را نشان مي‌دهد.

يان ياروش، از لوو، كارش را از اواسط دهة 1920 شروع كرد. در 1916، فيلم برجستة «ماجراهاي پوك» را ساخت. بعدها، او از تركيب پويانماييِ دستي با حاشية صوتي در يك فيلم تبليغاتي استفاده كرد. در دهة 1930، ياريچوسكي در پوزنان فعال بود؛ در 1924، او «ستاره‌هاي مؤنث» و «ستاره‌هاي مذكر» را ارائه كرد.

استفان و فرانچشكا تمرسن به خاطر آثار تجربي‌شان، فصل ويژه‌اي را در پويانمايي لهستان به خود اختصاص مي‌دهند. آن‌ها از روش‌هاي مختلفي از قبيل كلاژ و نقاشي روي فيلم استفاده مي‌كردند و از آثارشان مي‌توان به اين فيلم‌ها اشاره كرد: «داروخانه» (1930)، «اروپا» (32-1931)، و «چشم و گوش» (1945، ساخته شده در بريتانياي كبير).

در زمينة پويانمايي عروسكي، بهترين هنرمندان، كارول مارچاك (دستيار سابق لاديسلاس استارويچ در پاريس و كارگردان «گلدان طلا» (1935)) و ماكسيميليان اِمِر و يرژي مالينياك («سربازهاي اسباب‌بازي» (1938)، نيمه پويانمايي). «زنون واسيلوسكي» يك پويانمايي عروسكي بود كه تنها حلقة ارتباطي را ميان آثار پيش و پس از جنگ ايجاد كرد. واسيلوسكي كه شاعر و كاريكاتوريست نيز بود، در طول طراحي براي كووانكو در اواسط دهة سي، مباني پويانمايي را آموخت. او در سال 1938 تعدادي فيلم تبليغاتي با عروسك‌ها ساخت. سال بعد از همين تكنيك در داستاني استفاده كرد كه اژدهايي را در واوِل (تپه‌اي در كراكو) به تصوير مي‌كشيد. به دليل تهاجم آلمان‌ها در سپتامبر 1939، اين فيلم ناتمام و بدون حاشية صوتي رها شد. واسيلوسكي سال‌هاي جنگ را در اتحاد جماهير شوروي به عنوان نمايندة نيروي مقاومت لهستان گذراند. سپس به كشور خود بازگشت و در شهر ووج اقامت گزيد. او آن جا يك كمپاني توليد و پخش فيلم تأسيس كرد كه بعدها به كمپاني مهم سه ـ ما ـ فور تبديل شد.

لهستان با پايتخت و شهرهاي اصلي‌اش، كه همگي ويران شده بودند، از كشمكش‌هاي جهاني خسته و درمانده بود. ووج و كاتوويتسه، دو شهري كه كمترين خسارت را ديده بودند، به نخستين مراكز پويانمايي تبديل شدند.

در كاتوويتسه، گروهي كه اسلاسك نام داشت، آثاري با پويانمايي‌هاي دو بعدي براي بخش سينماي دولتي ساخت. بعدتر، استوديويي در بيلِسكوبياوا در پويانمايي‌هاي دو بعدي مهارت يافت و استوديويي كه در ووج بود، در پويانمايي عروسكي تخصص يافت. در همين زمينه بود كه اولين فيلم سينمايي پويانمايي لهستاني تحت عنوان «يانوسيك» (1954) توسط ولاديميرژ هاوپه و هالينا بيلينسكا ساخته شد. در زمينة پويانمايي‌هاي دو بعدي، تنها فيلم‌هاي ولاديسلاو نِهربسِكي براي كودكان قابل بيان هستند.

پس از 1956، در لهستان نيز فضايي باز به سود فيلم‌هاي هنري شكل گرفت. به اين ترتيب آغازگران اين دورة جديد، يان لنيتسا و والرين بوروژيك بودند كه نخستين فيلم‌هايشان را با هم ساختند:
«روزي روزگاري...» (1957)، «خانه» (1958) و «پاداش عشق» (1957). لنيستا در زمينة موسيقي، معماري و هنرهاي زيبا تحصيل كرده بود. بعدتر خود را وقف گرافيك كرد و در اين زمينه به سرعت آوازه يافت. بوروژيك نيز در همين رشته تحصيل كرده بود، اما بعدها مشتاقانه در سينما مشغول به كار شد. نخستين كارهاي او در اوايل دهة 1950، فيلم‌هاي كوتاه زنده بودند. در 1958 پايان يافت. به فاصلة چند ماه از يكديگر، هم لنيتسا و هم بوروژيك به غرب مهاجرت كردند. اختلاف نظر ميان آنها هرگز حل نشد، اما هر يك به طور جداگانه به سطوح بالاي خلاقيت دست يافتند.
آثار مشترك لنيتسا و بوروژيك در سال 1957 تاريخ‌سازِ پويانمايي لهستان شدند، و حس پوچ‌انگاري سورئاليسم و صحنه‌آرايي‌هاي مشوش آنها به يكي از درون‌مايه‌هاي محبوب در مكتب پويانمايي لهستان بدل شد.

استوديو ريسونكوويچ كه در بيلسكو- بياوا‌يِ لهستان واقع شده، ازسال 1947 به اين سو بيش از يك هزار قسمت از مجموعه‌اي تلويزيوني، پيام‌هاي بازرگاني، و فيلم‌هاي كوتاه وبلند را با بهره‌گيري از انواع سنتي و مدرن تكنيك‌هاي پويانمايي عرضه كرده است.
فيلم‌هاي كودكان بخش اعظم توليدات اين استوديو را تشكيل داده و نزديك به 75 درصد محصولاتش را در بر مي‌گيرد و شهرت اين استوديو تا حد زيادي مديون خلق شخصيت‌هاي محبوبي همچون «لولك و بولك»، و «ركس، سگ كوچولو» است.
استوديو فيلم ريسونكوويچ با تهيه‌كنندگان سينماي خارجي نظير «هانا-باربرا» (آمريكا)، «كراتكي فيلم» (چك)، و «نورسك فيلم» (نروژ) همكاري نزديك داشته، و آماده‌ي گسترش همكاري‌هايش با تهيه‌كنندگان و توزيع‌كنندگان فيلم‌هاي پويانمايي در سطح داخلي و بين المللي است.اين استوديو در برگزاري اين بخش جشنواره را ياري كرده است.



سياه و سفيد
كارگردان: واتسواو وايسر- مدت: 9 دقيقه و 28 ثانيه



قلب
كارگردان: واتسواو وايسر- مدت: 8 دقيقه و 56 ثانيه



گل
كارگردان: زجيسواو كودوا- مدت: 6 دقيقه و 16 ثانيه



دون ژوان
كارگردان: يرژي زيتزامان- مدت: 9 دقيقه و 48 ثانيه



صداي جنگل
كارگردان: زجيسواو كودوا - مدت: 8 دقيقه و 48 ثانيه



بالاهاي تپه‌ها و دورتر
كارگردان: واديسواو نهربتسكي- مدت: 9 دقيقه و 51 ثانيه



سوسك حمام
كارگردان: زجيسواو كودوا- پيتر- مدت: 8 دقيقه و 23 ثانيه



اسباب بازي
كارگردان: كارگروهي- مدت: 1 دقيقه و 54 ثانيه



وندتا
كارگردان: واديسواو نهربتسكي - مدت: 9 دقيقه و 51 ثانيه



مردم گريز
كارگردان: يرژي زيتزامان- مدت: 8 دقيقه و 55 ثانيه



استاندارد
كارگردان: ميروسواو كيوويچ- مدت: 7 دقيقه و 11 ثانيه