اوتو آلدر – داور بخش بين الملل اين دوره – مستندي درباره فئودور خيتروك – پويانماي بزرگ روسي و ميهمان اولين دوره – ساخته است كه در نمايش هاي ويژة جشنوارة پويانمايي تهران به نمايش در مي آيد.
روح نابغه
فئودور خيتروك و فيلم هايش
هر كسي كه با فيلم هاي پويانمايي مخصوص سرگرمي كودكان آشنايي داشته باشد، اطلاعات كمي هم دربارهي تنوع هنري اين گونه خواهد داشت. از آغاز تاريخ سينما، فيلم هاي پويانمايي به تدريج به عنوان فرم مستقلي از هنر تكامل يافته، و پيشرفتي عمدتاً ناشناس و خاص خودشان داشته اند.
"روح نابغه " اين بخش از " قلمرو ابهامات " در تاريخ سينما را به ما معرفي كرده، و تصويري توأمان حساس و جذاب از يكي از آخرين شخصيت هاي برجستهي بين المللي در حيطهي سينماي پويانمايي را پيش روي مان ميگذارد: فئودور خيتروك، فيلمساز روس.
فئودور خيتروك كه متولد يكم ماه مي 1917 ميلادي است، نه تنها شاهد قرن بيستم و تاريخ روسيه، كه پدر فيلمهاي پويانمايي عصر پس از استالين در شوروي است، يعني ژانري كه در پي تلاش هاي او از شروع دهه ي 1960، در سرتاسر جهان شناخته شد. نسل هاي متعدد كودكان بايد به خاطر اولين و تأثيرگذارترين تجربيات تصويري شان سپاسگزار او باشند، و نسل هاي متعدد دانشجويان كماكان از فيلم هاي او الهام مي گيرند.
خيتروك كه برنده ي چندين جايزه ي دولتي و تعداد زيادي جوايز جشنواره اي (از كن ، لايپزيك، نيويورك، ونيز، اوبرهازن و غيره) است، امروزه در روسيه جايگاه والايي دارد. اين فيلم دلايل اين حرمت را نشان مي دهد. او آشكارا موفق شد " فرمي انساني از سوسياليسم" را در يك دولت استبدادي تحقق بخشيد، و اين را به درونمايه اي كليدي در فيلم هايش تبديل كند. و اين به رغم امتيازات متعدد و مقامش به عنوان يك كارمند بود. خيتروك با آگاهي حساسش نسبت به دلخوشي ها و واهمه هاي بزرگ و كوچك مردمي كه تحت سوسياليسم دولتي زندگي مي كردند، به پويانمايي به مثابه يك فرم هنري كه چشم انداز سياسي وسيع تري از ديگر حوزه هاي هنري ارائه مي داد، مشروعيت سياسي و اجتماعي بخشيد. برخي از اسامي بزرگ اين حرفه، مانند يوري نورستاين، سال هاي بي دغدغه كاركردنشان را مديون او هستند.
" روح نابغه " صرفاً زندگي خيتروك و شور و شوقش به فرهنگ آلماني را دنبال نمي كند، بلكه بر درك او از هنر و فرهنگ به عنوان مبناي " جهان وطني " او نيز تمركز مي كند، كه لاجرم او را به پويانمايي هدايت نمود. ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه در طول زندگي خيتروك، دنياي فانتزي پويانمايي او حول يك ستارهي تثبيت شده ميگشت به نام ديزني، اگرچه او لحن اخلاقي را فداي سرگم كننده بودن مي كرد. اما اگر خيتروك را با شمايل ديگري از هنر سينماي روسيه، يعني سرگئي آيزنشتين مقايسه كنيم، اين تناقض آن چنان كه در ابتدا به نظر ميرسد، به چشم نخواهد آمد. اين فيلم، به جز مصاحبه هايي با دانشجويان و همكاران خيتروك، ما را با چهار اثر اصلي خيتروك نيز آشنا مي كند : " تاريخ يك جنايت " ، " انسان در قاب " ، " ويني پو " و " سينما، سينما، سينما".















